وقتی معلومه کار دقیقاً کِی انجام شده و اون زمان هم گذشته (yesterday, last week, in 2019)، فعل رو گذشتهی ساده بیار.
زمانش گذشته و مشخصه: گذشتهی ساده
I saw that film last week.
She went to Senfarren in 2019.
We met them yesterday.
Not "I have seen him yesterday." — say "I saw him yesterday.". Yesterday هم گذشتهست هم مشخص، پس گذشتهی ساده: saw، نه have seen.
خودت امتحان کن: Hiroshi داره از سفرش به Senfarren تعریف میکنه. دو تابستون پیش رفت و تموم شده. کدوم برای سفری جوره که تو یه زمانِ مشخصِ گذشته تموم شده؟ (He visited the old castle. / He has visited the old castle.) جواب: He visited the old castle. — سفر تموم شده و معلومه هم کِی بوده (two summers ago)، پس گذشتهی ساده: He visited. «He has visited» برای وقتیه که کار رو به یه زمانِ مشخصِ گذشته گره نمیزنی.
شکل سوم فعل (چی بعد از have / has میآد)
هر جملهای با have / has به شکل سوم فعل نیاز داره. برای بیشتر فعلها همون فعل + -ed ـه: play → played، work → worked، visit → visited.
play → played
work → worked
visit → visited
خودت امتحان کن: Finish it with the past participle of work: "They have ___ here for a year." (worked / work / working) جواب: worked — فعل work باقاعدهست، پس شکل سوم فعل فقط -ed میگیره: worked.
شکلهای انجامشدهی بیقاعده
بعضی فعلهای پرکاربرد -ed نمیگیرن. اینها رو حفظ کن: see → seen، eat → eaten، know → known، go → gone، be → been، meet → met.
see → seen · eat → eaten · know → known
be → been · meet → met · go → gone
Not "I have saw that film." — say "I have seen that film.". بعد از have / has از شکل سوم فعل (seen) استفاده کن، نه گذشتهی ساده (saw).
خودت امتحان کن: Finish it with the past participle of eat: "She has ___ sushi before." (ate / eaten / eat) جواب: eaten — بعد از has به شکل سوم فعل نیاز داری، و eat بیقاعدهست: eat → eaten. «Ate» شکلِ گذشتهی سادهست و «eat» شکل سادهی فعله — هیچکدوم بعد از has کار نمیکنه.
have یا has؟
have یا has رو با توجه به اینکه جمله دربارهی کیه انتخاب کن: I / you / we / they → have؛ he / she / it → has. بعد شکل سوم فعل رو اضافه کن. شکلهای کوتاه: I've, you've, we've, they've و he's / she's / it's.
I have seen it. · You / We / They have seen it.
He has seen it. · She has been there. · It has happened.
Short forms: She's been to Senfarren. · They've met before.
Not "She have eaten sushi." — say "She has eaten sushi.". he / she / it همیشه has میگیره، نه have.
خودت امتحان کن: Finish it with know: "My friends ___ me for years." (have known / has known / knows) جواب: have known — «My friends» = they، و they → have، بعد شکل سوم فعل: have known. has رو فقط با he / she / it به کار ببر، پس «has known» اینجا جور نیست.
زمان مهم نیست، فقط تجربه: have / has done
وقتی نمیگی کِی، و فقط منظورت اینه که یه جایی تو زندگیت پیش اومده، از have / has + شکل سوم فعل استفاده کن.
I have seen that film. (at some time, doesn't matter when)
She has been to Senfarren. (in her life)
We have met them before.
خودت امتحان کن: Mei داره کلی از زندگیش میگه. اصلاً اشاره نمیکنه چیزی کِی بوده. کدوم برای یه تجربهست که زمانش گفته نمیشه؟ (She has eaten Japanese food. / She ate Japanese food.) جواب: She has eaten Japanese food. — فقط منظورش یه جایی تو زندگیشه و زمانی نمیگه، پس has eaten. «She ate» آدم رو منتظرِ یه زمانِ مشخص میذاره، مثل yesterday، که اون نمیگه.
از قبل شروع شده، هنوز ادامه داره: have / has done
وقتی یه چیزی تو گذشته شروع شده و هنوز هم ادامه داره، از have / has + شکل سوم فعل استفاده کن (اغلب با for یا since).
I have lived here since 2020. (and I still live here)
She has worked there for five years. (and still works there)
We have known them for a long time.
Not "I lived here since 2020." — say "I have lived here since 2020.". از قبل شروع شده و هنوز ادامه داره، پس have lived، نه گذشتهی ساده.
خودت امتحان کن: Amina چند سال پیش اومد Haffenville. هنوزم همینجا زندگی میکنه. کدوم برای چیزیه که از قبل شروع شده و هنوز ادامه داره؟ (She has lived here for years. / She lived here for years.) جواب: She has lived here for years. — از قبل شروع کرده و هنوز همینجا زندگی میکنه، پس has lived. «She lived here for years» انگار تموم شده و رفته، ولی اون هنوز همینجاست.
نه گفتن و سؤال پرسیدن
برای نه گفتن، not رو بعد از have/has اضافه کن — معمولاً کوتاه میشه به haven't (have not) یا hasn't (has not) — بعد شکل سوم فعل. برای سؤال، با Have یا Has شروع کن: Have you ever been…? · Has she eaten…? کلمهی ever یعنی توی هر زمانی از زندگیت. جوابهای کوتاه: Yes, I have. / No, I haven't.
I haven't seen that film. (= I have not seen it)
She hasn't been to Senfarren.
Have you ever eaten sushi? — Yes, I have. / No, I haven't.
Not "Do you have seen that film?" — say "Have you seen that film?". برای سؤالِ have/has، با Have / Has شروع کن — do / does اضافه نکن.
خودت امتحان کن: کلمهها رو مرتب کن تا از Lars دربارهی کلِ زندگیش بپرسی. جواب: Has he ever played football? — سؤالِ have/has با Has شروع میشه: Has he ever played football? «Does» اضافه نکن — خودِ شکلِ have/has جمله رو سؤالی میکنه.
خودت امتحان کن: Make it negative with be: "He ___ to Senfarren." (hasn't been / haven't been / hasn't be) جواب: hasn't been — He → has، و has + not = hasn't؛ بعد شکل سومِ be میشه been. پس: hasn't been. «Haven't» برای I/you/we/they ـه، و «hasn't be» شکل سوم فعل رو کم داره.
کدوم جور میشه؟ یه تستِ سریع
از خودت بپرس: یه زمانِ تمومشده هست که بتونی اسمشو بگی (yesterday, last week, in 2019)؟ اگه آره → گذشتهی ساده (saw, went, played). اگه هیچ زمانی گفته نشده، یا از قبل شروع شده و هنوز درسته → have / has + شکل سوم فعل (have seen, has played).
Named finished time? We met in 2019. → plain past.
No time, just life so far? We have met before. → have + past participle.
Started before, still true? I have known her for years. → have + past participle.
Not "I have seen it last week." — say "I saw it last week.". «last week» یه زمانِ گفتهشده و تمومشدهست، پس گذشتهی ساده: saw.
خودت امتحان کن: Lars داره از شنبهی پیش میگه. مسابقه همونموقع بود و تموم شده. از Lars میپرسن تا حالا فوتبال بازی کرده یا نه. از زندگیش میگه، بدون اینکه زمانی رو بگه. هر کدوم رو جور کن. کدوم فرم با هر کدوم جوره؟ جواب: Lars داره از شنبهی پیش میگه. مسابقه همونموقع بود و تموم شده. → 1 → He played in the match. · 2 → He has played many times. از Lars میپرسن تا حالا فوتبال بازی کرده یا نه. از زندگیش میگه، بدون اینکه زمانی رو بگه. → 1 → He has played in the match. · 2 → He played many times. — یه مسابقهی تمومشده تو یه زمانِ مشخص (last Saturday) ← گذشتهی ساده: He played. یه تجربهی زندگی بدونِ زمان ← has played. اولی رو زمانِ مشخصِ گذشته تعیین میکنه؛ دومی رو تجربهی کلیِ تا حالا.