سرگرمی‌ها و اوقاتِ فراغت (A2)

وقتی یه مسیرِ طولانی رو توی طبیعت پیاده می‌ری، hiking می‌ری. وقتی بیرون توی چادر می‌خوابی، camping می‌ری.

بیرون

کلمهتلفظمثال
hikingThey go hiking every Sunday.
campingLet's go camping this weekend.

نقاشی و گیاه

Painting یعنی کشیدنِ تصویر با رنگ‌ها. Gardening یعنی کار کردن با گیاه‌ها و گل‌ها.

کلمهتلفظمثال
paintingShe enjoys painting.
gardeningHe does a lot of gardening in the spring.

موسیقی

با دست‌هات گیتار می‌زنی: play the guitar. وقتی یه کاری رو بارها انجام می‌دی تا بهتر بشی، تمرین می‌کنی: practice.

کلمهتلفظمثال
play the guitarI play the guitar in the evening.
practiceYou need to practice every day.

با آدم‌های دیگه

برای اینکه یه چیزی رو پیشِ یه معلم یاد بگیری، کلاس می‌ری: take a class. برای اینکه کاری که دوست داری رو با بقیه انجام بدی، عضوِ یه باشگاه می‌شی: join a club.

کلمهتلفظمثال
take a classShe takes a cooking class on Tuesdays.
join a clubJoin a club and meet new people.