وقتی یه مسیرِ طولانی رو توی طبیعت پیاده میری، hiking میری. وقتی بیرون توی چادر میخوابی، camping میری.
بیرون
خودت امتحان کن: Man: What did you do on your trip? Woman: We went ___. به عکس نگاه کن. حرفِ اون خانم رو انتخاب کن. (hiking / camping / painting) جواب: camping — صبح از یه چادر بیرون میاد، پس رفته بودن کمپ: camping.
کلمه
تلفظ
مثال
hiking
They go hiking every Sunday.
camping
Let's go camping this weekend.
نقاشی و گیاه
Painting یعنی کشیدنِ تصویر با رنگها. Gardening یعنی کار کردن با گیاهها و گلها.
خودت امتحان کن: Man: Who made this picture of the beach? Woman: I did. I started ___ last year. حرفِ اون خانم رو انتخاب کن. (gardening / painting / camping) جواب: painting — خودش این تصویر رو کشیده، پس نقاشی رو شروع کرده: painting.
کلمه
تلفظ
مثال
painting
She enjoys painting.
gardening
He does a lot of gardening in the spring.
موسیقی
با دستهات گیتار میزنی: play the guitar. وقتی یه کاری رو بارها انجام میدی تا بهتر بشی، تمرین میکنی: practice.
خودت امتحان کن: Man: You play tennis so well! Woman: Thanks. I ___ a lot with my sister. حرفِ اون خانم رو انتخاب کن. (practice / swim / cook) جواب: practice — خوب بازی میکنه چون زیاد بازی میکنه، پس میگه I practice a lot.
کلمه
تلفظ
مثال
play the guitar
I play the guitar in the evening.
practice
You need to practice every day.
با آدمهای دیگه
برای اینکه یه چیزی رو پیشِ یه معلم یاد بگیری، کلاس میری: take a class. برای اینکه کاری که دوست داری رو با بقیه انجام بدی، عضوِ یه باشگاه میشی: join a club.
خودت امتحان کن: Man: I like running, but I don't want to run on my own. Woman: You can ___. A running group meets in Senville Park every Sunday. حرفِ اون خانم رو انتخاب کن. (take a class / join a club / practice) جواب: join a club — یه گروه هر یکشنبه برای دویدن جمع میشه، پس مرده میتونه عضوِ یه باشگاه بشه: join a club.