symptoms نشونههاییان که میگن مریضی. A cold خیلی بد نیست. The flu بدتره: تب داری و حالت خیلی بده.
وقتی مریضی
خودت امتحان کن: Man: I have a high fever, and I'm too sick to get up. Woman: Oh no. It sounds like ___. حرفِ اون خانم رو انتخاب کن. (a cold / the flu / a burn) جواب: the flu — تبِ بالایی داره و اونقدر مریضه که نمیتونه از جاش بلند شه، پس به نظر آنفولانزاست: the flu.
کلمه
تلفظ
مثال
symptoms
Write your symptoms on this form.
a cold
I have a cold.
the flu
My son has the flu.
سرفه و گلودرد
وقتی سرفه میکنی (cough)، یه صدای بلند از گلوت درمیاد. وقتی sore throat داری، غذا خوردن یا حرف زدن درد داره.
خودت امتحان کن: Woman: Are you okay? Man: Yes, don't worry. It's just a ___. به عکس نگاه کن. حرفِ اون مرد رو انتخاب کن. (fever / headache / cough) جواب: cough — توی آستینش سرفه میکنه، پس فقط یه سرفهست: cough.
کلمه
تلفظ
مثال
cough
My cough is worse at night.
sore throat
Hot tea is good for a sore throat.
سرگیجه، بالا آوردن، حساسیت
وقتی dizzy هستی، اتاق دورِ سرت میچرخه. وقتی بالا میاری (throw up)، غذای توی معدهت برمیگرده بیرون. اگه به یه چیزی حساسیت داری (allergic to)، مریضت میکنه.
خودت امتحان کن: Man: Come in! Do you like cats? We have three. Woman: Oh no. I'm ___ cats. They make my eyes red. حرفِ اون خانم رو انتخاب کن. (afraid of / allergic to / bored with) جواب: allergic to — گربهها چشمهاش رو قرمز میکنن، پس بهشون حساسیت داره: allergic to.
کلمه
تلفظ
مثال
dizzy
Sit down if you feel dizzy.
throw up
Sometimes the baby throws up after she eats.
allergic to
I'm allergic to penicillin.
بریدگی، سوختگی و رگبهرگ شدن
وقتی مچِ پا یا مچِ دستت رو بد میچرخونی، رگبهرگ میشه: sprain. cut یه بریدگیِ کوچیک روی پوستته. burn یعنی سوختگی، از یه چیزِ داغ.
خودت امتحان کن: Woman: Careful! There is broken glass here. Man: Too late. Now I have a small ___ on my foot. به عکس نگاه کن. حرفِ اون مرد رو انتخاب کن. (burn / cut / sprain) جواب: cut — روی شیشهخورده راه رفته، پس پاش بریده: cut.