خدمات و کتابخونه (A2)

وقتی موهات زیادی بلنده، موهات رو کوتاه می‌کنی: haircut. توی repair shop چیزها رو برات تعمیر می‌کنن.

مو و تعمیر

کلمهتلفظمثال
haircutYour haircut looks great!
repair shopThere's a repair shop near the bank.

لباسِ تمیز

توی laundromat لباس‌هات رو خودت توی ماشین‌های بزرگ می‌شوری. توی dry cleaner لباس‌های خوبت رو برات تمیز می‌کنن.

کلمهتلفظمثال
dry cleanerMy best shirt is at the dry cleaner.
laundromatThere's a laundromat on my street.

توی کتابخونه

با library card می‌تونی کتاب‌ها رو قرض بگیری و ببری خونه: borrow. روزی که باید برشون گردونی، روزیه که due back هستن.

کلمهتلفظمثال
borrowI want to borrow this book.
library cardMy library card is in my bag.
due backIs this book due back soon?