فعل‌های پرکاربرد: give، find، tell و بقیه (A2)

یه چیزی رو به یه نفر می‌دی: give. چیزی رو که دنبالشی پیدا می‌کنی: find. وقتی نمی‌دونی یه چیزی کجاست، گمش کردی: lose.

چیزهایی که توی دستته

کلمهتلفظمثال
giveWe give flowers on birthdays.
findI always find money in my old jeans.
loseDon't lose your ticket.

صداها و بدنت

وقتی یه صدا به گوشت می‌رسه، می‌شنویش: hear. چیزها رو با دست‌ها و بدنت حس می‌کنی، مثلاً سرد یا نرم: feel؛ و خودت هم احساسِ خوشحالی، ناراحتی یا مریضی می‌کنی: feel.

کلمهتلفظمثال
hearCan you hear the birds?
feelFeel this sweater. It's so soft.

حرف‌ها و حافظه

یه چیزی رو به یه نفر می‌گی: tell (tell me، tell her). خودِ کلمه‌ها رو به زبون میاری: say (say hello، say it again). وقتی یه چیزی توی ذهنت نیست، فراموشش کردی: forget.

کلمهتلفظمثال
tellTell me your phone number.
sayEverybody, say "cheese."
forgetDon't forget your passport.