قبل از بیرون رفتن لباس میپوشی: put on. وقتی میای تو، پالتوت رو درمیاری: take off.
پوشیدن و درآوردنِ لباس
خودت امتحان کن: Man: It's really hot in this room. Woman: Then ___ your sweater. حرفِ اون خانم رو انتخاب کن. (put on / take off / pick up) جواب: take off — اتاق گرمه، پس میتونه ژاکتش رو دربیاره: take off.
کلمه
تلفظ
مثال
put on
Put on your coat. It's cold.
take off
Take off your shoes at the door.
چراغ، بخاری و تلویزیون
برای اینکه چراغ، بخاری یا تلویزیون شروع به کار کنه، روشنش میکنی: turn on. برای اینکه وایسه، خاموشش میکنی: turn off.
خودت امتحان کن: Woman: It's so cold in here. Man: I know. I'll ___ the heat. حرفِ اون مرد رو انتخاب کن. (turn off / look for / turn on) جواب: turn on — اتاق سرده، پس بخاری رو روشن میکنه: turn on.
کلمه
تلفظ
مثال
turn on
Turn on the TV, please.
turn off
Turn off the lights when you go out.
پیدا کردن و برداشتن
وقتی یه چیزی رو پیدا نمیکنی، دنبالش میگردی: look for. یه چیزی رو از روی زمین یا میز برمیداری: pick up.
خودت امتحان کن: Man: Why are you standing here at the station? Woman: I'm ___ my friend. She's here somewhere. حرفِ اون خانم رو انتخاب کن. (looking for / turning on / taking off) جواب: looking for — هنوز دوستش رو نمیبینه، پس داره دنبالش میگرده: looking for.
کلمه
تلفظ
مثال
look for
We need to look for my wallet.
pick up
Can you pick up that paper, please?
آماده کردن، و تموم شدن
چیزها رو میچینی تا آماده باشن، مثلاً صندلیها برای مهمونی: set up. وقتی یه چیزی تموم میشه و دیگه ازش نمونده: run out of.
خودت امتحان کن: Woman: Why do we have to stop at the gas station? Man: I think we're ___ gas. حرفِ اون مرد رو انتخاب کن. (setting up / running out of / getting out of) جواب: running out of — تقریباً بنزین نمونده، پس بنزینشون داره تموم میشه: running out of.