بعضی کارهای روزمره با دو تا کلمهی کنار هم گفته میشن. wake up یعنی بیدار شدن، put on یعنی لباس پوشیدن، و take off یعنی لباس درآوردن.
آماده شدن
wake up — I wake up at seven.
put on — Put on your jacket.
take off — Take off your wet shoes.
خودت امتحان کن: It is cold outside, so before Amina leaves she needs to ___ her warm coat. (put on / wake up / look for) جواب: put on — لباس تنِت کردن میشه put on. wake up یعنی بیدار شدن و look for یعنی دنبال چیزی گشتن، پس هیچکدوم معنیِ پوشیدنِ کت رو نمیده.
استفاده و پیدا کردن چیزها
turn on یه دستگاه یا چراغ رو روشن میکنه، turn off خاموشش میکنه، look for یعنی دنبال چیزی گشتن، و throw away یعنی انداختن توی سطل آشغال. fill in یعنی جوابهات رو توی یه فرم بنویسی.
turn on — Turn on the light.
turn off — Turn off the TV.
look for — I look for my keys.
throw away — Throw away the old box.
fill in — Fill in this form.
خودت امتحان کن: The room is dark, so Hiroshi wants to ___ the light. (turn on / turn off / throw away) جواب: turn on — روشن کردنِ چراغ میشه turn it on. turn off یعنی خاموش کردنش و throw away یعنی انداختن توی آشغال، پس هیچکدوم یه اتاق تاریک رو روشن نمیکنه.
چیزهایی که خراب میشن، به هم میرسن و بلند میشن
سه تا phrasal verb روزمرهی دیگه. break down یعنی از کار افتادن (معمولاً یک ماشین یا دستگاه)، run into یعنی اتفاقی به کسی برخوردن، و take off یعنی از زمین بلند شدن (هواپیما). حواست باشه: take off دو تا معنی داره — درآوردن لباس (بالاتر یادش گرفتی) و از زمین بلند شدن. موقعیت بهت میگه کدوم معنی درسته.
break down — My old car broke down on the highway.
run into — I ran into Sofia at the cafe.
take off — The plane takes off at 9 AM.
خودت امتحان کن: The bus stopped in the middle of the road. It ___. (broke down / took off / ran into) جواب: broke down — وقتی یک دستگاه از کار میافته، breaks down. Took off یعنی هواپیما بلند شد؛ ran into یعنی اتفاقی برخوردن — هیچکدوم اتوبوسی رو که وسط جاده خوابیده توصیف نمیکنه.