فعل‌های عبارتی روزمره (A2)

بعضی کارهای روزمره با دو تا کلمه‌ی کنار هم گفته می‌شن. wake up یعنی بیدار شدن، put on یعنی لباس پوشیدن، و take off یعنی لباس درآوردن.

آماده شدن

استفاده و پیدا کردن چیزها

turn on یه دستگاه یا چراغ رو روشن می‌کنه، turn off خاموشش می‌کنه، look for یعنی دنبال چیزی گشتن، و throw away یعنی انداختن توی سطل آشغال. fill in یعنی جواب‌هات رو توی یه فرم بنویسی.

چیزهایی که خراب می‌شن، به هم می‌رسن و بلند می‌شن

سه تا phrasal verb روزمره‌ی دیگه. break down یعنی از کار افتادن (معمولاً یک ماشین یا دستگاه)، run into یعنی اتفاقی به کسی برخوردن، و take off یعنی از زمین بلند شدن (هواپیما). حواست باشه: take off دو تا معنی داره — درآوردن لباس (بالاتر یادش گرفتی) و از زمین بلند شدن. موقعیت بهت می‌گه کدوم معنی درسته.