سفر و تعطیلات (A2)

قبل از سفر، یه اتاق یا صندلی رزرو می‌کنی: book. برای سفر با قطار یا هواپیما ticket لازم داری، و برای رفتن به یه کشور دیگه passport.

قبل از رفتن

کلمهتلفظمثال
bookWe booked a table for four.
ticketHere is your train ticket.
passportMy passport is in my bag.

چمدون‌هات

suitcase یه کیفِ بزرگ برای لباس‌هاته. Luggage یعنی همه‌ی چمدون‌هات با هم، پس -s نمی‌گیره.

کلمهتلفظمثال
suitcaseMy suitcase is very heavy.
luggageWe have a lot of luggage.

توی هتل

توی هتل، وقتی می‌رسی، جلوی front desk اتاق رو تحویل می‌گیری: check in. وقتی می‌ری، اتاق رو تحویل می‌دی: check out. توی فرودگاه هم check in می‌کنی.

کلمهتلفظمثال
front deskAsk at the front desk.
check inWe can check in at three.
check outWe check out on Sunday morning.

حرف زدن درباره‌ی سفر

trip یعنی از یه جا به یه جای دیگه سفر می‌کنی. vacation یعنی وقتی که از کار یا مدرسه مرخصی داری. برای اینکه درباره‌ی یه جا بشنوی، بپرس What's it like?

کلمهتلفظمثال
tripThe trip home took four hours.
vacationWe go on vacation every summer.
What's it like?I hear you have a new job. What's it like?