قبل از سفر یه هتل یا پرواز رو book میکنی، یعنی از قبل رزروش میکنی. برای سفر به یه ticket احتیاج داری و برای ورود به یه کشور دیگه به یه passport.
برنامهریزی یه سفر
book — I book a hotel online.
ticket — I bought a train ticket.
passport — Show your passport at the airport.
خودت امتحان کن: To fly to another country, Amina must show her ___ at the airport. (passport / suitcase / souvenirs) جواب: passport — مدرکی که برای ورود به یه کشور دیگه نشون میدی passport ـه. suitcase لباسهات رو نگه میداره و souvenirs سوغاتیِ سفرن، پس هیچکدوم بهت اجازهی عبور از مرز نمیده.
بستن چمدون و راه افتادن
لباسهات رو توی یه suitcase میبندی، و همهی کیفهات با هم میشن luggage. وقتِ departure یعنی زمانی که هواپیما یا قطارت راه میافته.
suitcase — I put my clothes in the suitcase.
luggage — My luggage is heavy.
departure — The departure time is 9:00.
خودت امتحان کن: Hiroshi folds his shirts and puts them in his ___ before the trip. (suitcase / reception / ticket) جواب: suitcase — کیفی که لباسهات رو توش میبندی suitcase ـه. reception پیشخوانِ جلوی هتله و ticket بهت اجازهی سفر میده، پس هیچکدوم لباسهای تاشدهات رو نگه نمیداره.
توی تعطیلات
توی هتل، کارکنانِ reception بهت کمک میکنن. برای دیدنِ جاهای معروف میری sightseeing، و برای اینکه سفر یادت بمونه souvenirs میخری.
reception — Leave your bags at reception.
sightseeing — We went sightseeing in the old town.
souvenirs — I bought souvenirs for my family.
خودت امتحان کن: At the end of the holiday, Sofia buys small gifts to remember the trip: some ___. (souvenirs / luggage / departure) جواب: souvenirs — هدیههای کوچیکی که کمک میکنن سفر یادت بمونه souvenirs هستن. luggage کیفهاته و departure وقتِ راه افتادنه، پس هیچکدوم سوغاتیِ یادگاریِ سفر نیست.