وقتی پول رو نگه میداری و خرجش نمیکنی، پسانداز میکنی: save. وقتی برای چیزها پول میدی، خرج میکنی: spend. وقتی قسمتِ اولِ یه کاری رو انجام میدی، شروعش میکنی: start.
save، spend، start (پسانداز کردن، خرج کردن، شروع شدن)
خودت امتحان کن: Woman: The movie is at 8:00, and it's 8:10! Man: Oh no. It ___ ten minutes ago. حرفِ اون مرد رو انتخاب کن. (saved / started / spent) جواب: started — ده دقیقه از هشت گذشته، پس فیلم شروع شده: started.
کلمه
تلفظ
مثال
save
I save $20 every month.
spend
I spent $50 today.
start
What time does it start?
بودجه
budget یه برنامهست برای اینکه پولت رو چطوری خرج کنی. وقتی پولِ کافی برای یه چیزی داری، از پسِ خریدنش برمیای: afford.
خودت امتحان کن: Man: Look at this sofa. It's $3,000! Woman: We can't ___ that. Let's find a cheaper one. حرفِ اون خانم رو انتخاب کن. (budget / afford / save) جواب: afford — براشون خیلی گرونه، پس از پسِ خریدنش برنمیان: can't afford.
کلمه
تلفظ
مثال
budget
We need a budget.
afford
Can you afford a new phone?
قرض گرفتن و بدهکار بودن
از یه نفر یا یه بانک پول قرض میگیری و بعداً پسش میدی: borrow money. تا وقتی پسش ندادی، بهشون بدهکاری: owe.
خودت امتحان کن: Man: Thanks for my lunch yesterday. How much do I ___ you? Woman: Twelve dollars. حرفِ اون مرد رو انتخاب کن. (borrow / spend / owe) جواب: owe — خانمه پولِ ناهارِ مرده رو داده، پس مرده بهش بدهکاره: owes.