پس‌انداز و خرج کردن (A2)

وقتی پول رو نگه می‌داری و خرجش نمی‌کنی، پس‌انداز می‌کنی: save. وقتی برای چیزها پول می‌دی، خرج می‌کنی: spend. وقتی قسمتِ اولِ یه کاری رو انجام می‌دی، شروعش می‌کنی: start.

save، spend، start (پس‌انداز کردن، خرج کردن، شروع شدن)

کلمهتلفظمثال
saveI save $20 every month.
spendI spent $50 today.
startWhat time does it start?

بودجه

budget یه برنامه‌ست برای اینکه پولت رو چطوری خرج کنی. وقتی پولِ کافی برای یه چیزی داری، از پسِ خریدنش برمیای: afford.

کلمهتلفظمثال
budgetWe need a budget.
affordCan you afford a new phone?

قرض گرفتن و بدهکار بودن

از یه نفر یا یه بانک پول قرض می‌گیری و بعداً پسش می‌دی: borrow money. تا وقتی پسش ندادی، بهشون بدهکاری: owe.

کلمهتلفظمثال
borrow moneyI don't like to borrow money.
oweWe owe the bank a lot.