لغات حادثه‌ها: drop، spill، trip over (A2)

وقتی یه چیزی از دستت می‌افته، انداختیش: drop. وقتی نوشیدنی از فنجون یا لیوان بیرون می‌ریزه، ریختیش: spill. بشقاب یا پنجره می‌تونه تیکه‌تیکه بشه: break.

drop، spill، break: انداختن، ریختن، شکستن

کلمهتلفظمثال
dropDon't drop your phone.
spillI spilled my milk.
breakOh no! Did the window break?

fall، trip over، bump into: افتادن، سکندری خوردن، خوردن به

وقتی می‌افتی روی زمین: fall. وقتی پات به یه چیزی گیر می‌کنه و سکندری می‌خوری: trip over. وقتی راه می‌ری و می‌خوری به یه آدم یا یه چیز: bump into.

کلمهتلفظمثال
fallBe careful on the ice. Don't fall.
trip overI tripped over a bag.
bump intoHe bumped into the door.

What happened؟ (چی شد؟)

وقتی یه مشکلی می‌بینی، بپرس What happened?. accident یه اتفاقِ بده که هیچ‌کس نمی‌خواستش. Suddenly یعنی خیلی سریع، وقتی هیچ‌کس آماده نیست.

کلمهتلفظمثال
happenWhat happened? Are you okay?
accidentI had an accident on my bike.
suddenlySuddenly, the door opened.

knock over، hurt: انداختن، آسیب دیدن

یه چیزِ ایستاده رو می‌زنی و به پهلو می‌افته: knock over. وقتی بعد از یه حادثه یه جای بدنت درد می‌کنه، آسیب دیده: hurt. گذشته‌ی hurt می‌شه hurt.

کلمهتلفظمثال
knock overThe dog knocked over the trash can.
hurtI hurt my arm.