احساس‌ها (A1)

با happy و sad بگو چه حالی داری.

happy و sad

کلمهتلفظمثال
happy/ˈhæpi/I am happy.
sad/sæd/He is sad.

hungry و thirsty

وقتی غذا می‌خوای hungry بگو. وقتی نوشیدنی می‌خوای thirsty بگو.

کلمهتلفظمثال
hungry/ˈhʌŋɡri/I am hungry.
thirsty/ˈθɜːrsti/He is thirsty.

tired و busy

وقتی دیگه انرژی نداری و می‌خوای بخوابی، tired هستی. وقتی کلی کار داری و وقتِ آزاد نداری، busy هستی.

کلمهتلفظمثال
tiredI am tired after the long day.
busyLars is busy at the park office today.

sick و bored

وقتی بدنت حالش خوب نیست، sick هستی. وقتی کاری نداری که بکنی و زمان دیر می‌گذره، bored هستی.

کلمهتلفظمثال
sickDiego is sick today.
boredMateo is bored at home.