جاهای شهر (A1)

غذای کلِ هفته رو از یه supermarket بزرگ می‌خری. یکی دو تا چیز رو از یه store کوچیک می‌خری. دارو رو از pharmacy می‌خری.

جاهایی که ازشون خرید می‌کنی

کلمهتلفظمثال
supermarket/ˈsuː.pɚˌmɑːr.kɪt/a big supermarket
store/stɔːr/a small store
pharmacy/ˈfɑːr.mə.si/the pharmacy on Moffen Street

پول و دکتر

پولت توی bank ـه. وقتی خیلی مریضی، می‌ری hospital.

کلمهتلفظمثال
bank/bæŋk/the bank
hospital/ˈhɑː.spɪ.təl/the hospital

غذا خوردن، کتاب خوندن و بیرون نشستن

توی restaurant غذا می‌خوری. توی library کتاب می‌خونی و امانت می‌گیری. توی park روی چمن می‌شینی.

کلمهتلفظمثال
restaurant/ˈrɛs.tɚ.ɑːnt/a nice restaurant
library/ˈlaɪ.brɛr.i/the library
park/pɑːrk/a green park

منتظرِ اتوبوس

سرِ bus stop منتظرِ اتوبوس می‌مونی. کنارِ خیابونه، با یه تابلو و یه صندلی.

کلمهتلفظمثال
bus stop/ˈbʌs stɑːp/the bus stop on Moffen Street